عجیب و باور نکردنی است هر دم در حیرتم از این چرخش و دواری زندگی
هیچ چیزی پایان نمی پذیرد. همان نقطه پایان خود آغاز است
آنکس را که می گفتی دیگر نیست و رفته است. زندگی را باخته بر همه کس و هیچ چیز درها را بسته است
نمی دانی کی و چگونه باز می گردد. و همه چیز را از نو شروع می کند. محکم و راسخ. قدم بر می دارد. قد راست می کند و تو او را انگونه می بینی که هرگز فرو نریخته بود هرگز نشکسته بود. او می گوید و می آید و خود را بر تو همان کونه که بود باز می اورد. و این همان چرخش سر گیجه اور است
هر گاه بگویی تمام شد و دیگر. هیچ چیزی نمانده است همان نقطه آغاز است
نمی دانی و مهم هم نیست فقط حتما درهای دیگری راه های دیگری باز می شود و تو کافی است بر گردی و نگاهی دوباره به همه چیز بیفکنی
برچسب:
نویسنده: محمد حسینپور