ما همه در گير كلي گويي هستيم كه خود از آنها سر در نمي آوريم طوطي وار و بي وقفه به يكديگر مي گوييم .همگي مي دانيم كه بي معنا هستند و بي محتوا و حاوي هيچ كيفيتي نيستند. حتي نمي توانند كه گفتكوي ما را قوام بخشند و موجب ادامه آن شوند
كلي گويي هايي از سر استيصال. از سر ناتواني فقط براي بستن همه آنچه ما را عذاب مي دهند
وقتي مي گويي ناراحت نباش سخت نگير دنيا دو روزه. يك روز و نيمي هم از آن رفته است
مي خواهي چه بگويي
مي خواهي بگويي دست از فهميدن و تلاش بردار و تن به همه ي آنچه كه هست و تو در ان دخل نيستي بده
واقعا نمي فهميم كه اين كلي گويي ها چه بر سر ما مي آورند
برچسب:
نویسنده: محمد حسینپور