به تصادف بود ویا به اضطرار خیلی معلوم نبود ولی چند روزی با هم هم سفر شدیم
آشفتگی ، عدم انسجام، از هم گسیختگی ، خشم و عصبانیت در کلام و رفتارش موج می زد
گذشته و هر انچه بر او رفته بود تبدیل به کابوسی تلخ و ناگوار شده است.
از همه عصبانی است از پدر و مادر و همسر و بیش از همه به خود بد و بیراه و ناسزا می گوید و اولین
خرده ای که از خود می گیرد ندانم کاری های همیشگی است
از انچه بر او گذشته نا خرسند است و بر همه ی انچه دوست داشته و دست نیافته حسرتی دائم بر دلش نشسته
از خاطراتی که از گذشته ها می گوید شک می کنی !
چقدر از این خاطرات واقعی است ؟ چقدر از این تصاویر و بیاد اوردنها روخود ساخته است ؟ معلوم نمی شود
گریه های بی پایان، حسرتها و آه های دائمی لعن و نفرین های هر احظه اش امانی برای لحظه ای ارامش نکذاشته است .
برچسب:
نویسنده: محمد حسینپور