خوابی عجیب دیدم
دیدم گیاهان خانه ام پر از کرم شده است کرم هایی که خودشون رو با سرعتی چشمگیر می رویانند تولد و بزرگ شدنشون رو به راحتی می دیدم
ترسیدم
وتلاش کردم همه ی کرمها رو پاک کنم
همه ی ان هجوم دیوانه وار و سرعت بالندگی موجودات رونده شیری رنگ
فکر کنم فرار کردم
و رفتم جایی دوتا تن ماهی دیدم و باز کردم و روی نانی گذاشته و به فرزندم دادم که بخورد
و کسی امد و پرسید تو تن های ماهی رو ندیدی ؟ در پارچی گذاشته بودم
وای بر من که انها رو بخشیده بودم
دوباره و چند باره عذر خواهی کردم و گفتم برایت تهیه خواهم کرد
و گفت مهم نیست و رفت
و من به اتاق پر از کرم برگشتم همه چیز تمیز شده بود
کسی انهمه موجود رونده در لابه لای گیاهان رو پاک کرده بود
برچسب:
نویسنده: محمد حسینپور