بدون انکه در اب بروی سنگین و کرختی . مثل سیلابی پر از گل و لای سنگین و کم تحرکی .
نه می توانی نفس بکشی نه می توانی راه بروی و نه می توانی دور شوی . از حلزون هم کند تری .
هوایی نیست . سنگینی ،فرو غلتیدن و چسبندگی از تو هیولایی ساخته که فقط ترس و وحشت را می افریند .
با دستانی اویزان و صدایی مهیب از نفس کشیدن در جا می زنی ..حتی به تصویر کشیدن این همه فرو غلتیدن و در خود رفتن سخت است و نا ممکن . نا توان و مایوس به دنبال سبکی می گردی وپیدا نمی کنی .
برچسب: تعبیر خواب در گل ماندن,تعبیر در گل ماندن,
نویسنده: محمد حسینپور