خرید بک لینک
صورتش تغییر کرده بود شکل عجیبی پیدا کرده بود . شبیه هیچ کس نبود . صورتش کامل کج شده بود گونه ها نامتقارن بودند یکی بالا گود و دیگری پایین و برامده ؛ دماغش بالای سر رفته بود دهانی نداشت . چشم هایش ته کاسه سر رفته بود . گوش هایش بزرگ بود از بالای سر تا محل اتصال سر و گردن جای گرفته بود . موهایش تمام سرو صورت را پوشانده بود . خودش هیچ از تغییرات خبر نداشت . دیگران را می دید خود را نمی دید . نمی توا نست حرفی بزند دهانش از بین رفته بود فقط گوش می کرد . او فقط می توانست گوش کند . هر صدایی را می شنید . همه ی نجواها را می شنید . صدای پر پر زدن ها

صدای کار کردن موتورها و سرش پر از صدا بود . پر از همهمه بود سرش داغ و سنگین شده بود از صداهای بیرون . صداهایی که از تن خود می شنید پر طنین تر بود .

برچسب: کجایید ای شهیدان خدایی,کجارو,کجایی, نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:40

صفحه بندی