دری بسته تا مسیر نگاه دیگری را ببندی . دری که راهی رو می بندی و تغییر مسیر ایجاد می کنی .
راهی که برایت باز می شود و راه هایی که نمی روی . راه هایی که نمی بینی و راه هایی که ندیده توش افتادی .
گاهی تو مرگی و زندگی در تو جاری است . گاهی زندگی می کنی بدن انکه بدانی مدتهاست که مردی .
مرگ و مردن در نبودن توست و خیلی وقتها در نقطه هایی و مکان هایی که نیستیم مرده ایم . پس مرگ ما فقط در عدم حضور ماست و ما جایی زنده هستیم و جریان داریم که در فضایی و جایی هستیم . همیشه مرگ و نبود ما تجربه هایی است که هر لحظه تکرار می شود تجربه های مرگ همیشگی و در دسترس است . ما در حضور خود زنده ایم و در نبود مان مرده ایم .
برچسب:
نویسنده: محمد حسینپور