دستانش را. دو طرف تنش كشيده است. دستانش باز و كشيده است. ، در اين رقص، با درختان ، ديوارها ، سنك وزمين يكي شده است. از او فقط چرخشي دايره وار. دور خودش ، براي خودش مي بيني .
او انقدر مي گردد كه بر زمين فرو رفته است .
برچسب: دايره,
نویسنده: محمد حسینپور