خرید بک لینک
گير كرده است ، درچاله اي افتاده است كه خود ساخته است ، پاهايش در چاله گير كرده است اگر چه اين چاله به نظر كوچك مي رسد ولي او سالهاست خود را در اين گودي انداخته است و به ان خو كرده است

رنج مي برد رنج خود را دوست داردزخم هايش را نوازش مي كند همه بندها را دور هم بر هم و روي هم مي بافد باز كردن را دوست ندارد او تند مي دود. تند به سمت رهايي او رهايي را مي طلبد با تنش فرياد رهايي سر مي دهد زمان فريادها با انگشتانش بند ها ي گره خورده را در چنگ مي فشرد او بندها ي رنج و اسارت خود را رها نمي كند

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:23

صفحه بندی