او ذره های زهرش را می پراکند همه جا را غرق در شیرابه های سم می کند. راه می رود سنگین ووزین ارام ارام می رود
و تارها را به هر گوشه ای می برد می داند که همه را اسیر کرده است می داند همه را در چنبره ی تارها در اختیار دارد
همگان کور و کر. اسیرند و ناله می زنند
قهقه های مستانه و سرشار از رضایتش همه جا را پر کرده است
برچسب:
نویسنده: محمد حسینپور