خرید بک لینک

آنها از يكديگر بيزار بودند و در هم آميختند

نياكانم را مي گويم

سراسر خشم و نفرت بودند

چگونه. آرامش و صلح را در بستر خشم مي توان كاشت ؟

نياكانم را مي گويم

چگونه مرا در دست گرفتند و بر من چون سنگ قلاب نگريستند

مادرانم را مي گويم چگونه چماقشان را بالاي سر گرفتند ؟

چگونه مي توان صلح را در بستر خشم و نفرت بيرون كشيد

بيزاري را پراكندند

دلفسردگي ، خشم ، نفرت را در جامي ريختند و سر كشيدند و فرياد براوردند كه تنهايند

فرياد كشيدند كه حامي مي خواهند

آنها بر خود و ديگري نفرت و بيزاري پراكندند و خشم و نفرت دامنشان را گرفت

خلاصي نيست

راهي نيست

راهي براي خود بيرون كشيدني نيست

برچسب: نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:02

صفحه بندی